شمس الدين حافظ

29

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )

مال آن انسان مستغنى است و مستغنى كسى است كه دلش با خدا آشناست . غلام همّت آنم كه زير چرخ كبود * ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد آزاد است در اين بازار اگر سوديست با درويش خُرسند است * الهى منعمم گردان به درويشىّ و خرسندى اين مال يك آدم رند عرق خور پلاس در خانهء عرق‌فروش نيست ، آن چهرهء زشتى كه بعضى از حافظ ترسيم مىكنند ، مال يك عارف پاكباخته نيست . از جمله خصوصيّات عارفانه در ديوانش سوء ظنّ او به استدلال است كه اين مال عرفاست پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود مىگويد استدلال تمكين نمىكند و نمىتواند تو را به همه جا برساند حافظ هم همين مضمون را در غزلهاى متعدّدى گفته است . كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معمّا را يعنى از راه حكمت نمىتوان فهميد . بحث سالوس ستيزى حافظ هم از